20000 تومان

در حیاط جمع شدیم همان حیاطی که اسم مرا در آن انتخاب کردند، همان حیاطی که بهترین خاطرات را در خود داشت. البته باغچه کوچکتر شده بود و دیگر حوض نداشتیم ، اما گرمای عشق پر محبت پدر و نوازش های آرامش بخش مادر، هنوز به شیرینی قبل بود ......

ای خدای با شکوه چه بگویم و چه می توان گفت که زبان قاصر است از وصف جلال و عظمت تو. چه بگویم از عشق و محبت تو چگونه بسرایم سرود ستایش تو را ای همدم تنهایی های من انگاه که گریستم اشکانم را پاک کردی زمین که خوردم دستم را گرفتی و نوازشم کردی نا امید که شدم گفتی که نگران نباش........

15000 تومان

باران شدیدی می بارید مهران در آن موقع پسر بچه ای ده ساله مودب باهوش و درخوان بود بعد از اینکه از مدرسه تعطیل شد به خانه شان بازگشت در آن باران پاهای مهران خیس شده بود .......

من می مانم یک لیوان پر از نوشیدنی و یک خانه درختی در میانه ی آسمان و زمین و کاغذهای سپیدی که به سیاهی نشسته اند خانه ی درختی چقدر اسرار آمیز است ...

20000 تومان

در را پشت سرش بست و در حالی که سعی میکرد اشکهایش را کنترل کند، وارد خیابان شد. هوا تاریک شده بود و خیابان خلوت. صداي قدمهایش سکوت مه آلود سرد پاییزي را در هم میشکست و گاه گاهی با صداي خش خش برگی بهم میآمیخت. مقصدي براي رفتن نداشت. بیهدف خیابانها را طی میکرد. فکرش مشغول بود و افکار گوناگون ذهنش را به مرز انفجار رسانده بود. سردش شد. کمربند پالتویش را کمی محکم کرد. نور چراغهاي کافهاي نظرش را جلب کرد؛...

20000 تومان

شب از نیمه گذشته بود جز صدای زوزه شغالان و صدای شاخ و برگ درختان که باد اونا رو به هم میزد و واق واق سگا صدای دیگه ای شنیده نمیشد , کنار آغل ایستاده بودم و به گلهای کهآرام گرفته بودنگاه میکردم توی تاریکی سایه ای رو میدیدم که به طرفم میومد خودمو جمع و جور کردم و با صدای بلند گفتم کی اونجاست؟........

35000 تومان

با ورود به دانشگاه ترسی توأم با اشتیاق تمام وجودش را فراگرفته بود خوب می دانست این محیط با دبیرستان و آن چند کلاس خیاطی و آشپزی که رفته بود فرق می کرد. اینکه دوست داشت دنیای پیرامونش را بیشترببیند و بشناسد چیز زیادی نبود.......

وای ذهنم خیلی پره، تا حدی که دیدم اگه ننویسم نمیشه باید یه جورایی این همه پراکندگی ذهنی رو سر و سامانش بدم، نمی‌دونم چطوری و از کجا شروع کنم اما یه چیزیو خیلی خوب می‌دونم که صادقانه و خالصانه می‌نویسم. از موضوع یا موضوعاتی می‌نویسم که ذهنم و به خودش مشغول کرده و یه جوری و با زبانی می‌نویسم که هر کسی بتونه راحت متوجه حرفام بشه و برای درکشون نیازی به فکر کردن نداشته باشد و ا...

16000 تومان

ساعت چوبی زیبایی که به تازگی از موسیو دانیل مونتانیه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، یهودی عتیقه فروش خریده بودم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، بعد از هفتاد سال هنوز نفس می‌کشید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. تزلزل محسوسی که بعد از پیمودن هر ثانیه در قامتش نمایان میشد به پای لرزان پیرمردی میماند که بعد...

30000 تومان

زنگ ساعت به صدا در اومد. چشاموباز کردم دیدم که صبح شده وای که چقدر خوابم میاد و نمی‌تونم از زیرپتو بیام بیرون آخه خوابیدن تو هوای پائیزی خیلی لذت بخشه منم که‌‌‌ عاشق خواب بالاخره‌‌‌ هر جور که بود بلند شد با صورت خواب آلود آماده شدم و باعجله‌‌‌ بند کفشامو بستم چادرم رو هم جلوی در انداختم سرم درو بستم مادرم پشت سرم هی صدام می‌کرد آیلار‌&zwn...

آیا تاکنون به روابط خود نگریسته و نگران این موضوع که چیزی را در حال از دست دادن هستید، شده‌اید؟ با توجه به این مطلب، شاید شما هم مانند بسیاری از موکلینم که نگران این مسئله می‌باشند، باشید؛ از برای یافتن شخص مورد نظرتان موفق نیستید، یا شاید چون بسیاری از موکلین متأهل من، همان زن‌هایی که همسفر زندگی‌شان را یافته‌ و متوجه این موضوع شدند که در ازدواج همان مرحله‌ که گویی ع...

12000 تومان

از کودکی عاشق خواندن و نوشتن بودم. حتی یادم است آن دوران جوایز متعددی از طرف والدینم توسط مدرسه برای انشاء هایم دریافت می کردم. بزرگتر که شدم رویای نوشتن یک رمان همیشه ذهنم را به خودش مشغول می‌کرد، تا اینکه در تابستان 86 اتفاقاتی رخ داد که جرقه‌ی نوشتن را در ذهنم روشن کرد. اولی فوت پدرم و دیگری نامه ای بود که از یک دوست به طور پنهانی دریافت کردم و هیچوقت نتوانستم جوابش را بدهم. شاید این ...

20000 تومان

در حیاط جمع شدیم همان حیاطی که اسم مرا در آن انتخاب کردند، همان حیاطی که بهترین خاطرات را در خود داشت. البته باغچه کوچکتر شده بود و دیگر حوض نداشتیم ،...

18000 تومان

ای خدای با شکوه چه بگویم و چه می توان گفت که زبان قاصر است از وصف جلال و عظمت تو. چه بگویم از عشق و محبت تو چگونه بسرایم سرود ستایش تو را ای همدم تنه...

15000 تومان

باران شدیدی می بارید مهران در آن موقع پسر بچه ای ده ساله مودب باهوش و درخوان بود بعد از اینکه از مدرسه تعطیل شد به خانه شان بازگشت در آن باران پاهای م...

17000 تومان

من می مانم یک لیوان پر از نوشیدنی و یک خانه درختی در میانه ی آسمان و زمین و کاغذهای سپیدی که به سیاهی نشسته اند خانه ی درختی چقدر اس...

20000 تومان

در را پشت سرش بست و در حالی که سعی میکرد اشکهایش را کنترل کند، وارد خیابان شد. هوا تاریک شده بود و خیابان خلوت. صداي قدمهایش سکوت مه آلود سرد پاییزي ر...

20000 تومان

شب از نیمه گذشته بود جز صدای زوزه شغالان و صدای شاخ و برگ درختان که باد اونا رو به هم میزد و واق واق سگا صدای دیگه ای شنیده نمیشد , کنار آغل ایستاده ب...

35000 تومان

با ورود به دانشگاه ترسی توأم با اشتیاق تمام وجودش را فراگرفته بود خوب می دانست این محیط با دبیرستان و آن چند کلاس خیاطی و آشپزی که رفته بود فرق می کرد...

8000 تومان

وای ذهنم خیلی پره، تا حدی که دیدم اگه ننویسم نمیشه باید یه جورایی این همه پراکندگی ذهنی رو سر و سامانش بدم، نمی‌دونم چطوری و از کجا شروع کنم اما ...

16000 تومان

ساعت چوبی زیبایی که به تازگی از موسیو دانیل مونتانیه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، یهودی عتیقه فروش خریده بودم‌&zw...

30000 تومان

زنگ ساعت به صدا در اومد. چشاموباز کردم دیدم که صبح شده وای که چقدر خوابم میاد و نمی‌تونم از زیرپتو بیام بیرون آخه خوابیدن تو هوای پائیزی خیلی لذت...

15000 تومان

آیا تاکنون به روابط خود نگریسته و نگران این موضوع که چیزی را در حال از دست دادن هستید، شده‌اید؟ با توجه به این مطلب، شاید شما هم مانند بسیاری از ...

12000 تومان

از کودکی عاشق خواندن و نوشتن بودم. حتی یادم است آن دوران جوایز متعددی از طرف والدینم توسط مدرسه برای انشاء هایم دریافت می کردم. بزرگتر که شدم رویای نو...